شعر

به وبلاگ من خوش اومدین

شعر عاشقانه جدایی

۱۵ بازديد
ﻧﻪ ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻟﺒﻬﺎﯼ ﺗﻮ ﺭﺳﯿﺪ …
ﻧﻪ ﻟﯿﺎﻗﺖ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻦ …
ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺪﻫﮑﺎﺭ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ؛ ﻫﺮ ﺩﻭ ﮐﻢ
ﺁﻭﺭﺩﯾﻢ !!!



ترسم که تو هم یار....

۱۸ بازديد

ترسم که تو هم یار وفادار نباشی

عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی

من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم

تو از دل من هیچ خبردار نباشی


دورم ز تو ای خسته خوبان چه نویسم ؟

۲۸ بازديد
دورم ز تو ای خسته خوبان چه نویسم؟
من مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم؟
ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد
با آن دل گریان به عزیزم چه نویسم؟


به نام خدائی که هستی را با مرگ....

۲۱ بازديد
به نام خدائی که هستی را با مرگ، دوستی را یک رنگ
زندگی را با رنگ، عشق را رنگارنگ، رنگین کمان را هفت رنگ
شاپرک را صد رنگ، و مرا دلتنگ تو آفرید . . 


با تو بودن

۲۶ بازديد
لحظه ها را با تو پرپر میکنم 

 

گاهگاهی چشم خود تر میکنم

صبح و شب یادت مرا پرکرده است 

زندگی را با تو من سر میکنم 

خوب و شیرین منی عمر منی 

روزهایم با تو بهتر میکنم 

خوب میدانی برایت زنده ام 

این دل شوریده را بهر تو اطهر میکنم 

جوونی هم بهاری بود

۵۴ بازديد

جوونی هم بهاری بود و بگذشت

به ما یک اعتباری بود و بگذشت

میون ما و تو یک الفتی بود

که آن هم نوبهاری بود و بگذشت


عشق..

۹۶ بازديد
عشق  

عشق یک واژه ی زلال است ، تو باید باشی

قلب من زیر سوال است ، تو باید باشی

فال حافظ زدم آن رند غزلخوان هم گفت...

زندگی بی تو محال است ، تو باید باشی...



من برای تو

۹۸ بازديد
من برای تو
تو برای من
ما برای هم
چقدر قشنگ است این عشق من و تو …


باز امشب ....

۹۷ بازديد

باز امشب غزلی کنج دلم زندانی است

آسمان شب بی حوصله ام طوفانی است

هیچ کسی تلخی لبخند مرا درک نکرد

های های دل دیوانه ی من پنهانی است


لحظه شمار...

۱۰۸ بازديد
نه ساعت

 

آغازم می کند

نه تقویم

پایانم می دهد

لحظه شمار اتفاقی هستم که نمی افتد...