پنجشنبه ۰۳ مرداد ۹۸ | ۱۶:۴۹ ۵,۷۴۰ بازديد
عاشقان را گر چه در باطن جهانی دیگرست
عشق آن دلدار ما را ذوق و جانی دیگرست




تنهاییام را با تو قسمت میکنم سهم کمی نیست
گستردهتر از عالم تنهایی من عالمی نیست
غم آنقدر دارم که میخواهم تمام فصلها را
بر سفرهی رنگین خود بنشانمت بنشین غمی نیست
حوای من بر من مگیر این خودستانی را که بیشک
تنهاتر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست

امروز آسمان دلم ابریست
همه گویند
چقد زود همه چی دیر می شود
دلم دیر شدن نمی خواهد !
همه گویند:
زمان در گذرست
زیر باران بیا قدم بزنیم
عمر شب را شبی رقم بزنیم
خستهایم از سکوت حنجرهها
زیر باران بیا که دم بزنیم . . .
منوچهر سعادت نوری
