حال

به وبلاگ من خوش اومدین

به غم دچار چنانم

۶,۱۵۶ بازديد

گُلِ محمدیِ من، مپرس حالِ مرا
به غم دچار چنانم، که غم دچارِ من است…

دیگر بوی بهار ..

۵,۸۰۴ بازديد
دیگر بوی بهار هم سرحالم نمی کند
چیزی شبیه گریه زلالم نمی کند
آه ای خدا مرا به کبوتر شدن چکار ؟
وقتی که سنگ هم رحمی به بالم نمی کند


حالیا چشم دلم...

۵,۷۵۷ بازديد

حالیا چشم دلم بر همه چیز، کند از روزن امید نگاه
چه شکوهی ‌ست در این کلبهٔ تنگ!، چه فروغی ‌ست در این شام سیاه!

هر که در عاشقی قدم نزده است؟

۵,۷۸۷ بازديد

هر که در عاشقی قدم نزده است
بر دل از خون دیده نم نزده است

او چه داند که چیست حالت عشق
که بر او عشق، تیر غم نزده است


من با تو می نویسم

۵,۷۸۹ بازديد

من با تو می‌نویسم و می‌خوانم
من با تو راه می‌روم و حرف می‌زنم

وز شوق این محال:
که دستم به دست توست!

من،جای راه رفتن،
پرواز می‌کنم!


حالا که فرقی نمی کند..

۵,۷۸۷ بازديد
حالا که فرقی نمی کند کنارت ایستاده باشم یا نه ،
بگذار همه چیز را از وسط قیچی کنم!
تا تو در نیمی باشی و من در نیمی دیگر …
راستی !
با دستی که روی شانه ات جا گذاشته ام چه می کنی؟


عشق..

۶,۰۵۰ بازديد
عشق  

عشق یک واژه ی زلال است ، تو باید باشی

قلب من زیر سوال است ، تو باید باشی

فال حافظ زدم آن رند غزلخوان هم گفت...

زندگی بی تو محال است ، تو باید باشی...



حالا که رفتی

۶,۷۲۲ بازديد
حالا که رفته ای

 

ساعتهــــا به این می اندیشم ، که چرا زنــــده ام هنـــوز ؟

 

مگـه نگفتـــه بــودم بی تــــو میمیرم؟

 

خدا یادش رفته است مرا بکشــــد

 

یا تــــــو قرار است برگردی ؟

خوش به حال غنچه های نیمه باز

۶,۱۱۱ بازديد

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران‌خورده پاک
آسمانِ آبی و ابر سپید
برگ‌های سبز بید

عطر نرگس، رفص باد
نغمۀ شوق پرستوهای شاد
خلوتِ گرم کبوترهای مست

نرم‌نرمک می‌‌رسد اینک بهار
خوش به‌حالِ روزگار