به چه میاندیشی!
نگرانی بیجاست...
عشق اینجا
و خدا هم اینجاست،
لحظهها را دریاب
زندگی در فردا
نه، همین امروز است!

به چه میاندیشی!
نگرانی بیجاست...
عشق اینجا
و خدا هم اینجاست،
لحظهها را دریاب
زندگی در فردا
نه، همین امروز است!

بی وفاتر از روزگار ندیدم بی تو دارد می گذرد !
روزهای خوب چه زود تمام میشوند
و اگر می نویسم،
دوست دارم بدانی.
در خلأ دنیای بی جاذبه از نبودنت،
عجیب معلقم. می چرخم و می چرخم و می چرخم.

مثلِ نفس هایم دوستت دارم
همانقدر بی اختیار
همانقدر تا پایِ جان

بیا باهم یک بازی قشنگ کنیم
که جایزه ش بوسه باشد
مثلا
چشمهایم را ازپشت سرم بگیر وبگو من کی ام؟
هرجواب اشتباه یک بوسه
نامردم اگراسم همه هفت میلیارد انسان دنیارا صدا نزنم…

قلبی خاکی داشتم ، آدما خیسش کردند
گِل شد ، بازی کردند ، خشک شد ، خسته شدند
زدند شکستند ، خاک شد ، پا رویش گذاشتند ، رد شدند…

هر بار که میخواهم به سمتت بیایم
یادم می افتد
دلتنگی
هرگز بهانه خوبی
برای تکرار یک اشتباه نیست ...


با خیالت عمری،روز و شب درگیرم
توی رویام هر شب،دستتُ می گیرم
بی تو خیلی تنهام، چقد از من دوری
رفتی و با گریه، گفتی که مجبوری
تو دلم آتیشه، بگو بر می گردی
با نگاه ِ خسته ت، منو عاشق کردی
اگه عاشق باشیم، دوری َم شیرینه
لحظه هامون رنگه، شادیُ می بینه
واسه رویای من، بهترین تعبیری
اگه باهم بودیم، دستمو می گیری؟

بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل
بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل
این غم، که مراست کوه قافست، نه غم
این دل، که توراست، سنگ خاراست، نه دل

