بی وفاتر از روزگار ندیدم بی تو دارد می گذرد !
روزهای خوب چه زود تمام میشوند
و اگر می نویسم،
دوست دارم بدانی.
در خلأ دنیای بی جاذبه از نبودنت،
عجیب معلقم. می چرخم و می چرخم و می چرخم.

بی وفاتر از روزگار ندیدم بی تو دارد می گذرد !
روزهای خوب چه زود تمام میشوند
و اگر می نویسم،
دوست دارم بدانی.
در خلأ دنیای بی جاذبه از نبودنت،
عجیب معلقم. می چرخم و می چرخم و می چرخم.

بیا باهم یک بازی قشنگ کنیم
که جایزه ش بوسه باشد
مثلا
چشمهایم را ازپشت سرم بگیر وبگو من کی ام؟
هرجواب اشتباه یک بوسه
نامردم اگراسم همه هفت میلیارد انسان دنیارا صدا نزنم…


قلبی خاکی داشتم ، آدما خیسش کردند
گِل شد ، بازی کردند ، خشک شد ، خسته شدند
زدند شکستند ، خاک شد ، پا رویش گذاشتند ، رد شدند…

هر بار که میخواهم به سمتت بیایم
یادم می افتد
دلتنگی
هرگز بهانه خوبی
برای تکرار یک اشتباه نیست ...



هر که در عاشقی قدم نزده است
بر دل از خون دیده نم نزده است
او چه داند که چیست حالت عشق
که بر او عشق، تیر غم نزده است


دوست داشتن های یواشکی
ادم را تا انتهای جنون میبرد …
قلب است دیگر
گاهی دلش می خواهد پُر شود از وجود کسی
ولی به کسی چیزی نگوید
