جمعه ۰۸ شهریور ۹۸ | ۱۴:۵۵ ۵,۸۰۶ بازديد
قلبی خاکی داشتم ، آدما خیسش کردند
گِل شد ، بازی کردند ، خشک شد ، خسته شدند
زدند شکستند ، خاک شد ، پا رویش گذاشتند ، رد شدند…

قلبی خاکی داشتم ، آدما خیسش کردند
گِل شد ، بازی کردند ، خشک شد ، خسته شدند
زدند شکستند ، خاک شد ، پا رویش گذاشتند ، رد شدند…



هر که در عاشقی قدم نزده است
بر دل از خون دیده نم نزده است
او چه داند که چیست حالت عشق
که بر او عشق، تیر غم نزده است





اندکی نزدیکتر بیا
این جا قلم برای از تـو نوشتن محتاج نفسهایت اسـت
این جا مـن در دالان افکارم برای از تـو نوشتن سخت واژه کم دارم
این جا برای از تـو نوشتن زیادی دور اسـت
نزدیکتر بیا، نزدیکتر
بگذار دلتنگی هایم جهان درون چشمانت را در آغوش بگیرند
و قلم از واژۀ دوستت دارم جان بگیرد
این جا فراموش شده ترین نقطه برای از تـو نوشتن اسـت
نزدیکتر بیا.

