گم

به وبلاگ من خوش اومدین

عزیز من

۵,۷۹۲ بازديد
عزیز من
چگونه پیدایت کنم
وقتى به یاد نمى آورم
چگونه گُمت کرده ام


آغوش گرفتنش...

۵,۷۵۳ بازديد
‌تا قبل از
در آغوش گرفتنش،
گمان می‌کردم
زندگی فقط
زنده بودن است…


ناگهان در کوچه دیدم بی وفایی...

۶,۰۰۸ بازديد
ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را
باز گم کردم ز شادی دست و پای خویش را
گفته بودم بعد ازین باید فراموشش کنم
دیدمش وز یاد بردم گفته های خویش را


یک لحظه چشم دوخت به فنجان خالی ام..

۵,۸۷۴ بازديد

یک لحظه چشم دوخت به فنجان خالی ام

آرام وسرد گفت:که در طالع شما…

قلبم تپید، باز عرق روی صورتم نشست

گفتم بگو مسافر من میرسد ؟ و یا…

با چشمهای خیره به فنجان نگاه کرد!

گفتم چه شد؟ سکوت بود و تکرار لحظه ها

آخر شروع کرد به تفسیر فال من…

با سر اشاره کرد که نزدیکتر بیا

اینجا فقط دو خط موازی نشسته است

یعنی دو فرد دلشده ی تا ابد جدا

انگار بی امان به سرم ضربه میزدند

یعنی که هیچ وقت نمی آید او خدا؟؟؟

گفتم درست نیست، از اول نگاه کن