بی وفاتر از روزگار ندیدم بی تو دارد می گذرد !
روزهای خوب چه زود تمام میشوند
و اگر می نویسم،
دوست دارم بدانی.
در خلأ دنیای بی جاذبه از نبودنت،
عجیب معلقم. می چرخم و می چرخم و می چرخم.

بی وفاتر از روزگار ندیدم بی تو دارد می گذرد !
روزهای خوب چه زود تمام میشوند
و اگر می نویسم،
دوست دارم بدانی.
در خلأ دنیای بی جاذبه از نبودنت،
عجیب معلقم. می چرخم و می چرخم و می چرخم.

با خیالت عمری،روز و شب درگیرم
توی رویام هر شب،دستتُ می گیرم
بی تو خیلی تنهام، چقد از من دوری
رفتی و با گریه، گفتی که مجبوری
تو دلم آتیشه، بگو بر می گردی
با نگاه ِ خسته ت، منو عاشق کردی
اگه عاشق باشیم، دوری َم شیرینه
لحظه هامون رنگه، شادیُ می بینه
واسه رویای من، بهترین تعبیری
اگه باهم بودیم، دستمو می گیری؟

بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل
بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل
این غم، که مراست کوه قافست، نه غم
این دل، که توراست، سنگ خاراست، نه دل


تو سراب موج گندم ، تو شراب سیب داری
تو سر فریب – آری! – تو سر فریب داری
لب بی وفای او کی به تو شهد می چشاند
چه توقعی است آخر که از این طبیب داری؟!

به کدامین بهانه
تو را ساعت ها
نظاره کنم
به تو و چشمانت
تو قاب نگاه منی
در بهانه های بی هنگام


من بی تو یک بوسه ی فراموش شده ام ،
یک شعر پر از غلط ، یک پرنده ی بی آسمان ،
یک نسیم سرگردان ، یک رویای ناتمام

