جمعه ۰۸ شهریور ۹۸ | ۱۴:۵۵ ۵,۸۰۶ بازديد
قلبی خاکی داشتم ، آدما خیسش کردند
گِل شد ، بازی کردند ، خشک شد ، خسته شدند
زدند شکستند ، خاک شد ، پا رویش گذاشتند ، رد شدند…

قلبی خاکی داشتم ، آدما خیسش کردند
گِل شد ، بازی کردند ، خشک شد ، خسته شدند
زدند شکستند ، خاک شد ، پا رویش گذاشتند ، رد شدند…




دوست داشتن های یواشکی
ادم را تا انتهای جنون میبرد …
قلب است دیگر
گاهی دلش می خواهد پُر شود از وجود کسی
ولی به کسی چیزی نگوید


چشم ها که دروغ نمیگویند
روبرویم بنشین
زل بزن در چشم هایم
پل بزن به قلبم
جز خودت ، در آن
چه خواهی دید؟!

تو سراب موج گندم ، تو شراب سیب داری
تو سر فریب – آری! – تو سر فریب داری
لب بی وفای او کی به تو شهد می چشاند
چه توقعی است آخر که از این طبیب داری؟!


