تا بهشت را همین حوالی خودم
شانه به شانه ی دوست داشتن تو
تجربه کنم …



چشم ها که دروغ نمیگویند
روبرویم بنشین
زل بزن در چشم هایم
پل بزن به قلبم
جز خودت ، در آن
چه خواهی دید؟!



صدایم بزن
اسمم در دهانت
طنینی دارد
که حتی آنموقع
خودم را هم
دوست دارم

ولنتاین یعنی جسم و جانم مال تو
ولنتاین یعنی پرسش از احوال تو
ولنتاین یعنی از خودم من خسته ام
عشق من در ولنتاین به تو دل بسته ام

ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت
بر سینه می فشارمت اما ندارمت
ای آسمان من که سراسر ستاره ای
تا صبح می شمارمت اما ندارمت
در عالم خیال خودم چون چراغ اشک
بر دیده می گذارمت اما ندارمت
می خواهم ای درخت بهشتی، درخت جان
در باغ دل بکارمت اما ندارمت
می خواهم ای شکوفه ترین مثل ********ر گل
بر سر نگاه دارمت اما ندارمت

قاصدک از تو خبر آوردند!
که دلت خسته ز دیدار من است!؟
همه سرمای زمستان دیدم
تو فقط پیک بهارم بودی
قاصدک،پر پرواز تو را باد بچید!
که پیام دل ما را به آن کوچه رساندی دیشب!؟
تا به کی گوش به فرمان نسیم سحری؟
گر نداری دل عاشق لااقل آزاده باش!