عشــــق نمیتـــــونه
ولــــت کـــــنه
ولــــــــی خــــــــوب
میتـــــونه
لــــهت کــنـــہ

عشــــق نمیتـــــونه
ولــــت کـــــنه
ولــــــــی خــــــــوب
میتـــــونه
لــــهت کــنـــہ
با خیالت عمری،روز و شب درگیرم
توی رویام هر شب،دستتُ می گیرم
بی تو خیلی تنهام، چقد از من دوری
رفتی و با گریه، گفتی که مجبوری
تو دلم آتیشه، بگو بر می گردی
با نگاه ِ خسته ت، منو عاشق کردی
اگه عاشق باشیم، دوری َم شیرینه
لحظه هامون رنگه، شادیُ می بینه
واسه رویای من، بهترین تعبیری
اگه باهم بودیم، دستمو می گیری؟
آغوش تو ای مادر من بستر ناز است
لالایی شب هات مرا گلشن ساز است
رخسار و وجود تو مرا پیکر مهر است
هم قبله و هم کعبه و هم عشق و نیاز است . . .
مادر روزت مبارک
گاهگاهی چشم خود تر میکنم
صبح و شب یادت مرا پرکرده است
زندگی را با تو من سر میکنم
خوب و شیرین منی عمر منی
روزهایم با تو بهتر میکنم
خوب میدانی برایت زنده ام
این دل شوریده را بهر تو اطهر میکنم
باز امشب غزلی کنج دلم زندانی است
آسمان شب بی حوصله ام طوفانی است
هیچ کسی تلخی لبخند مرا درک نکرد
های های دل دیوانه ی من پنهانی است