سه شنبه ۰۹ مهر ۹۸ | ۱۵:۰۳ ۵,۸۱۱ بازديد
دوست داشتنِ تو
بذری ست که هیچ گاه
هیچ زارعی قادر نیست
مطابق آن را در جهانم بِکارَد
بذری ست که هیچ گاه
هیچ زارعی قادر نیست
مطابق آن را در جهانم بِکارَد




دوست داشتن های یواشکی
ادم را تا انتهای جنون میبرد …
قلب است دیگر
گاهی دلش می خواهد پُر شود از وجود کسی
ولی به کسی چیزی نگوید



چشم ها که دروغ نمیگویند
روبرویم بنشین
زل بزن در چشم هایم
پل بزن به قلبم
جز خودت ، در آن
چه خواهی دید؟!

دلم می خواهد نامت را صدا کنم
یک طور دیگر
جوری که هیچ کس صدایت نکرده باشد
یک طور که هیچ کس را صدا نکرده باشم
دلم می خواهد نامت را صدا کنم
یک طور که دلت قرص شود که من هستم
یک طور که دلم قرص شود که با بودن من ، تو هم هستی


